پارادایم روش شناسی انسان شناختی

دانشجویان کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی

دسته بندی: علوم انسانی » علوم اجتماعی

تعداد مشاهده: 959 مشاهده

فرمت فایل دانلودی:.rar

فرمت فایل اصلی: doc

تعداد صفحات: 26

حجم فایل:24 کیلوبایت

  دانلود  قیمت: رایگان
برای دانلود رایگان فایل روی لینک دانلود کلیک کنید.
0 0 گزارش
  • تحقیق پارادایم روش شناسی انسان شناختی در حجم 26 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش و با قسمتی از متن زیر:

    در روش‌شناسي انسان‌شناسي تفاوت و فاصله مهمترين پيش نيازهاي فهم هستند، ولي من نه تفاوت دارم، نه فاصله. شايد فاصله‌گيري براي من مقدور باشد، اما تفاوت، حداقل در وجه روش‌شناختي آن خيلي دشوار است، در صورتي كه اينها براي انسان‌شناس غربي امري عادي و از پيش موجود‌اند.
    با توجه به مثال پاكي و ناپاكي و نظم زندگي مردم و اينكه محقق غريبه، بالاخره مي‌تواند پس از مدتي به درون نظام بيايد، اما براي محقق بومي اين قضيه معكوس و بسيار دشوارتر است. مساله خروج از نظم خيلي دشوارتر و سخت‌تر از ورود به نظم است. من مي‌بايست از ذهنيت مذهبي خودم كه همه اطرافيان و اعضاي جامعه مورد بررسي‌ام در آن مشترك هستند، خارج شوم و اين کار يعني به نوعي ناپاك شدن. با يك مثال ساده‌تر و از زبان ديني مي‌توان گفت، يك محقق غربي براي يك جامعه اسلامي، مثل كافري است كه به انحاء مختلف مي‌تواند در اين جامعه به عنوان كافر ذمي، كافر مستامن و ... زندگي سالمي داشته باشد، اما مسلماني كه از نظم اين جامعه خارج مي‌شود، مرتد است و مرتد مورد شديدترين برخوردها خواهد بود. فرق محقق غربي و بومي در مورد بررسي جامعه مذهبي مسلمان فرق كافر و مرتد است. لذا خروج من از نظم عادي و پرسش از آن عواقب بسياري داشت. پرسشهاي تحقيقي كه مبتني بر چهارچوب علمي بودند، براي من مساله سازند. روحيه علمي، روحيه شك و ترديد است و روحيه ديني متفاوت از اينست. وقتي من از موضع علمي سئوال مي‌پرسم، متدينان، آشنايان ديروز و امروز من، فرض را بر اين مي‌گذارند كه من نسبت به اين مسائل و اعتقادات شك كرده‌ام و يا اينكه به دليل فضاي آشفته نقد ديني در جامعه امروز ايران، مرا نيز متهم به انگيزه تخريب دين مي‌كنند. همه اينها باعث شد كه من به عنوان يك فرد مسلمان و يك فرد محقق، در تحقيقات پيرامون روحانيت و مناسك عزاداري، مي‌توانم به جرات بگويم كه با بيشترين تحقيرها و احساس حقارت‌ها در زندگي‌ام مواجه شدم.

    يك محقق غربي هر چند مي‌تواند فضايي از سرخوردگي را به دليل ناكامي در نفوذ به نظم جامعه مورد بررسي‌اش تجربه كند، اما براي من اين سرخوردگي از اين بود كه دوستان ديروز و امروز و كساني مثل روحانيون كه هميشه در اين اجتماع مورد احترام بوده‌اند، امروز با نخوتي غيراخلاقي(كه ناشي از احساس ناامني نسبت به محقق در آنهاست) مرا مورد تحقير قرار مي دهند. به عبارتي من صرفاً مشكل علمي نخواهم داشت، بلكه مشكل اجتماعي و شخصي هم دارم. چون تمام روابطي كه جزئي از هستي اجتماعي و فرهنگي من هستند، دچار خدشه شده‌اند. ترديدي كه نسبت به من دارند، اينكه مبادا بخواهم دين و اعتقادات را زير سئوال ببرم(زيرا آنچه را كه من تا ديروز مثل آنها مي‌دانستم امروز مورد پرسش قرار مي‌دهم و اين خود مساله ساز است)، در طعنه‌هاي عادي تا مخفي كردن اطلاعات و فاصله گرفتن از دوست ديروز و غريبه امروز يعني من، در آنها ديده مي‌شود.

    از سوي ديگر، بعد از اين همه پرسش و كند و كاو براي رسيدن به پاسخ سوالات تازه به اينجا مي‌رسيدم كه چيز جديدي را بدست نياورده‌ام. من خودم هم همه اينها را از قبل مي‌دانستم و از آن شور و شعف انسان‌شناسان كه از فهم مسائل بوميان در آنها ناشي مي‌شد، در من خبري نبود. من چيز خاص جديدي را بدست نمي‌آوردم كه به آن شاد باشم.

    نكته ديگري كه هست اينست كه انسان‌شناس غربي در جامعه بومي، هم بواسطه فهم ديگري متفاوت و هم بواسطه شوك فرهنگي، در نهايت به نوعي خودآگاهي فرهنگي مي‌رسد، البته اين خودآگاهي بعد از يك خروج از خويشتن بواسطه تجربه ديگري است و در نهايت اين ديگري آينه‌اي براي خودآگاهي به خويشتن و نقد آن خواهد شد. به همين سبب هم عموم انسان‌شناسان نهايت انسان‌شناسي را نقد خويشتن مي‌دانند. اما مساله براي من و فكر مي‌كنم انسان‌شناسان بومي اينست كه ما از همان اول، به انتهاي كار رفته‌ايم. يعني اين خروج و بازگشت تفاوت معني‌داري با هم ندارند و من در ابتداء، همان كار نهايي را انجام مي‌دهم، يعني خودآگاهي به خويشتن. اما مشكل در اينست كه اين خودآگاهي مستلزم خروجي است كه من آنرا انجام نداده‌ام، زيرا ظاهراً امكان انجام آنرا ندارم.
    مساله بر سر اين نيست كه اين خروج امكان‌پذير نيست، بلكه مساله بر سر اينست كه با روش‌شناسي رايج در انسان‌شناسي و طرح مباحثي مثل اولويت ديدگاه بومي و نسبيت فرهنگي و روش emic و موضوع شناسي مضمر در همه اينها، اين خروج امكان‌پذير نيست، زيرا پيش فرضهاي روش‌شناسي فوق با موضوع من هماهنگي و تناسب ندارد. تنها راه حل اين موضوع رفع مساله چگونگي خودآگاهي به ناخودآگاه خودم بواسطه يك روش‌شناسي انسان‌شناسانه، اما متناسب با موضوع بومي براي انسان‌شناس بومي است. اما اين مساله به نظر من يك راه دارد، يا حداقل من يك راه را براي آن مطرح مي‌كنم، چيزي مي‌توانم آنرا «گفتگوي معطوف به خودآگاهي» يا به تعبير برايان في «خويشتن نگري انتقادي» بنامم. راه و روشي كه از نظر من تا حدودي مي‌تواند اين چالش‌ها را رفع كند، همين راه است، يعني نوعي «تبارشناسي خود».



    برچسب ها: انسان شناختی
  • تحقیق پارادایم روش شناسی انسان شناختی در حجم 26 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش
  • تحقیق پارادایم روش شناسی انسان شناختی در حجم 26 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش
  

نگین فایل

نگین فایل | مرجع دانلود فایل های قابل دانلود
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

به ما اعتماد کنید

تمامي كالاها و خدمات اين فروشگاه، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.
این سایت در ستاد سازماندهی ثبت شده است.

درباره ما

فروش اینترنتی فایل های قابل دانلود، پروژه، مقاله، دانلود طرح توجیهی و کاراموزی....

در صورتی که برای دانلود طرح توجیهی نیاز به راهنمایی دارید، صفحه راهنمای سایت را مطالعه فرمایید.

logo-samandehi
تمام حقوق این سایت محفوظ است. کپی برداری پیگرد قانونی دارد. طراحی و پیاده سازی وبتینا