مبانی نظری تاریخچه بهزیستی در ایران
مبانی نظری تاریخچه بهزیستی در ایران
ادبيات پژوهش
ارائه خدمات اجتماعي ، اقتصادي در راستاي محروميت ذاتي همه جانبه از افراد آسيب ديده ناشي از شرايط مختلف اجتماعي ، توان و نيروهاي كارآمدي را در چهارچوب يك سازمان يا سيستم خاص مي طلبد . همسو با اين حركت ارگانها ، نهادها و مؤسسات دولتي و خصوصي در امر خدمات اجتماعي – اقتصادي فعاليت دارند . يكي از سازمانها كه در سطح كشور به ارائه خدمات براي قشر محروم جامعه اشتغال دارد ، سازمان بهزيستي كشور است .
بهزيستي به مجموعه متشكلي از تدابير ، خدمات ، فعاليت ها و حمايت هاي غيربيعه اي اطلاق مي شود كه به منظور بسط رحمت اسلامي در جامعه ، و حفظ ارزشها و كرامات انساني در جهت گسترش خدمات توان بخشي ، حمايتي و رفاهي ، امدادي و بازپروري و كمك به تأمين حداقل نيازهاي اساسي گروه هاي نيازمند جامعه صورت مي پذيرد و افراد خانواده هاي بي سرپرست و نيازمند ، معلولين جسمي و ذهني ، آسيب ديدگان سوانح طبيعي و غيرطبيعي ، ناسازگاري و منحرفين اجتماعي را در بر مي گيرد .
علاوه بر اين بخش بهزيستي به منظور اداي قسمتي از اين جامعه به شهدا ، جانبازان انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي ، در سر لوحه فعاليتهاي خود امكانات مناسب زندگي براي بازماندگان و خانواده هاي شهدا و نيز خدمات ضروري به ويژه توان بخشي را جهت معلولين انقلاب و جنگ تحميلي تأمين و ارائه ميكند .
بهزيستي امروزه خانواده هاي بي سرپرست و نيازمند را در پناه نظام جمهوري اسلامي تحت حمايت خويش دارد و با پرداخت هر چند محدود رابطة خويش را با خانواده ها حفظ كرده است تا مانع از انحرافات اخلاقي و اجتماعي بشود فرصتي بايد تا خانواده را به استقلال اقتصادي ، فرهنگي ، نفساني ، اجتماعي برساند .
تاريخچه اي كوتاه از بهزيستي در ايران
خدمات بهزيستي به گونه اي ساده طي قرنها در جوامع و كشورهاي مختلف از جمله در سرزمين اسلامي و در كنار خدمات اجتماعي ديگر نظير آموزش و درمان حرفه آموزي و اشتغال از طريق نهادهاي مذهبي ، خانواده ، و بازار به گروههاي محروم ، كودكان و خانواده هاي بي سرپرست ، زنان بيوه ، سالمندان و در راه ماندگان ، آسيب ديدگان از حوادث طبيعي ( سيل ، زلزله ، طوفان ) و مصائب جنگي ، گدايان و ولگردان ، معلولين ، جذاميان و بيماران غير قابل علاج ارائه مي شده است .
بعدها از اوايل قرن 16 ميلادي با افزايش توليد و درآمدهاي ملي و به دنبال آغاز فرايند صنعتي شدن در برخي كشورها ، ابعاد خدمات اجتماعي توسعه يافت و قرن نوزدهم و بيستم شاهد توسعه و گسترش وسيع اين خدمات بود . دولتها ابتدا در اين امور مشاركت كردند و بعدها مسئوليت سياست گذاري و ارائه خدمات كليدي را در اين حوزه از طريق تصويب قوانين و مقررات و نظامهاي خدماتي و رفاه اجتماعي به عهده گرفتند .
پيشرفت علوم و فنون نيز تأثير مهمي بر توسعه خدمات بهزيستي بر جاي گذارد . بالاخص